چرا جولانی از مداخله در لبنان واهمه دارد؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ گزارشهای منتشر شده درباره اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در دیدار با جوزف عون، رئیس جمهور لبنان مبنی بر احتمال کمک گرفتن از ابومحمد الجولانی، رئیس دولت موقت سوریه برای برچیدن حزب الله، موجی از سؤالات را برانگیخته است. آیا دمشق ظرفیت ایفای چنین نقشی و مهمتر از آن، اراده سیاسی برای تحمل عواقبش دارد؟
فراتر از اظهارات رسانهای، به نظر می آید نزدیکترین پاسخ به واقعیت این است؛ خیر. نه به این دلیل که عناصر جولانی قادر به اعمال نفوذ نیستند، بلکه به این دلیل که هزینه مداخله بسیار بیشتر از هرگونه دستاورد بالقوه است.
هر حرکتی در لبنان میتواند جبهه دومی را در شرق بگشاید. عامل ترکیه نیز کم اهمیت نیست
جولانی متوجه شده است دخالتش در لبنان به عنوان کمکی به ثبات این کشور تلقی نمی شود، بلکه به عنوان بازگشت به نقش خرابکارانه اش تفسیر خواهد شد. رئیس دولت موقت سوریه که به دنبال تثبیت خود در داخل و خارج است، نمیخواهد تصویر قیمومیت بر لبنان داشته باشد.
اما این تنها دلیل و موضوع فقط مربوط به حزب الله نیست، بلکه مربوط به ایران نیز هست. هرگونه رویارویی عناصر جولانی با حزبالله در تهران به عنوان حمله مستقیم به یکی از مهمترین متحدانش در منطقه تعبیر خواهد شد. لبنان نه تنها مورد حمایت ایران است، بلکه شبکه گستردهای از حامیان تهران در عراق میان گروه های حشدالشعبی و سایر گروههای مقاومت پراکنده اند. از این رو، یکی از جدیترین نگرانیهای جولانی پدیدار میشود.
اگر عناصر جولانی درگیر رویارویی در داخل لبنان شوند، امکان دارد خود را با فشارهای همزمان در مرز شرقی با عراق روبرو ببینند، جایی که عراقی های مورد حمایت ایران میتوانند فعالیتهای نظامی یا امنیتی خود را افزایش دهند، ارتش جولانی را مجبور کنند نیروهای خود را بین دو جبهه تقسیم کند و در زمانی که دولت موقت هنوز درگیر بازگرداندن امنیت و ایجاد نهادهای خود است، تواناییهایش را از دست بدهد.
به عبارت دیگر، هر حرکتی در لبنان میتواند جبهه دومی را در شرق بگشاید. عامل ترکیه نیز کم اهمیت نیست. با وجود بهبود قابل توجه روابط بین آنکارا و دمشق، ترکیه علاقهای به کشاندن دوباره سوریه به باتلاق لبنان ندارد. این کشور ثبات سوریه را برای حفاظت از منافع امنیتی و اقتصادی خود ضروری میداند و آگاه است کشاندن جولانی به رویارویی با حزبالله میتواند بیثباتیای را که منطقه در تلاش برای غلبه بر آن است، بازتولید کند.
در بعد راهبردی، جولانی میداند هرگونه دخالت در موضوع، ناگزیر بهای سیاسی و اقتصادی مشخصی خواهد داشت. اگر آمریکا از دولت موقت بخواهد در تضعیف یکی از مهمترین ارکان نفوذ ایران در دمشق مشارکت کند، طبیعی است جولانی چیزی متناسب با میزان خطر مربوطه مطالبه کند.
در صدر این خواستهها، موضوع بلندیهای جولان قرار دارد. تصور اینکه دمشق چنین خدمت راهبردی ای را ارائه دهد، در حالی که این موضوع خارج از محدوده هرگونه مذاکرهای باشد، دشوار است. با وجود این، مشکل در این واقعیت نهفته است که آمریکا به تنهایی نمیتواند درباره آن تضامینی ارائه دهد، زیرا تصمیم نهایی برعهده رژیم صهیونیستی است که تاکنون هیچ نشانهای از تمایل به ورود به مذاکراتی که به عقبنشینی منجر شود، نشان نداده است.
صحبت از نقش مستقیم جولانی در لبنان بیشتر شبیه ایده سیاسی است که در چارچوب نظری مطرح میشود
این موضوع محدود به بلندیهای جولان نیست؛ بلکه شامل لغو یا کاهش تحریمهای آمریکا و اروپا که همچنان مانع بهبود اقتصاد سوریه میشوند، همراه با ارائه حمایت اقتصادی گسترده برای بازسازی و جذب سرمایهگذاریهای عربی و بینالمللی برای احیای زیرساختها و تحریک رشد نیز میشود. از دیدگاه دمشق، درگیر شدن در رویارویی ای که میتواند واکنشهای ایران یا عراق را برانگیزد، در حالی که تحریمها همچنان پابرجا هستند و اقتصاد سوریه همچنان زیر همان فشارها رنج میبرد، غیرمنطقی است.
بنابراین، دمشق خود را با معادله ای واضح روبرو میبیند: خطر بالا در مقابل دستاوردهای نامشخص. با وجود این، به نظر نمی آید لبنان از چنین سناریویی استقبال کند. طبق گزارشها، جوزف عون در جلسات با مقام های آمریکایی تأکید کرده است موضوع سلاح باید به وسیله دولت لبنان و نهادهای آن، در وهله نخست ارتش لبنان و نه به وسیله بازگرداندن هرگونه نقش امنیتی سوریه در خاک لبنان، حل و فصل شود.
به همه این دلایل، صحبت از نقش مستقیم جولانی در لبنان بیشتر شبیه ایده سیاسی است که در چارچوب نظری مطرح میشود تا پروژه عملی. واقعبینانهترین سناریو، ورود نیروهای جولانی به لبنان یا برعهده گرفتن وظیفه نابودی حزبالله به وسیله دمشق نیست، بلکه نقشی محدودتر و محدودتر به کنترل مرز سوریه و لبنان، جلوگیری از قاچاق اسلحه و تقویت هماهنگی امنیتی بین دو کشور خواهد بود.
در غرب آسیا توانایی اجتناب از جنگ اغلب مهمتر از توانایی شروع آن است. بنابراین، اکراه جولانی برای مداخله در لبنان درک عمیقی از پیچیدگیهای ژئوپلیتیک و ارتباط متقابل جبهههای مختلف را نشان می دهد. جولانی به دلیل نداشتن توانایی لازم از مداخله خودداری نمیکند، بلکه به این دلیل است که میداند ورود به لبنان امکان دارد آسانتر از خروج از آن باشد و هرگونه درگیری در آنجا میتواند درهایی را باز کند که دولت موقت توانایی باز کردن آنها را ندارد، از عراق گرفته تا ایران و از تحریمها گرفته تا بازسازی و بلندیهای جولان.